محمد مهدى ملايرى

253

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در داخله هريك از آنها هم سوراخهايى تعبيه مىكرده‌اند به گونه‌اى كه چون آن دو قسمت تراش يافته از آن دو تخته‌سنگ را بر روى هم نهند آن سوراخها درست در امتداد هم قرار گيرند . تا چون به درون آنها به جاى ملاط سرب گداخته ريخته شود آن سوراخهاى استوانه‌اى شكل هم از آن پر شوند و همچون ميخهايى سخت و استوار براى جوش دادن آن دو تخته‌سنگ پيوندى مضاعف باشند و بدين‌ترتيب همه اجزاء بنا را به هم مىپيوسته‌اند « 1 » . اين همه احتياط و دقت در امر اين تأسيسات آبيارى بدين‌سبب بوده كه هر يك از اين نهرها كه ذكرشان گذشت براى اين‌كه به همان منطقه‌ى دوردست كه براى آبيارى آنجا احداث شده بود راه يابد مىبايستى از مسيرهاى مختلف و زمين‌هاى پست و بلند و موانع طبيعى و غير طبيعى گوناگون مانند رودها يا آبراههاى ديگرى بگذرند ، و گذراندن آنها هم از چنين مسيرهايى جز با بهره‌گيرى از مواهب علم و انديشه و استفاده از وسايل فنى براى ساختن انواع سدها و بندهاى جانبى و پلها ، و از آن جمله پلهاى آب‌گذر يا آبراههاى معلق و وسايل ديگرى كه در اين‌گونه موارد مورد استفاده است ، ميسر نمىبوده . و از آنجا كه سروكار بنايان و مهندسان چنان بناهايى همواره با آب خروشان دجله و نيروهاى درونى و سركش آن بوده طبيعى است كه در حد توان و برد و برش انديشه و هنر خود در استحكام و مقاومت آنها بكوشند . و به همين‌سبب آثار بازمانده را مىتوان نشانى تركيبى از انديشه و علم و مهارت ايرانيان آن زمان به شمار آورد . * * * قاطول كسروى و جدولهايى كه از آن جدا مىشد براى اين‌كه اراضى تسوى بزرگ شاپور را مشروب سازد مىبايستى در چند جا از بالاى مجراى نهروان كه در جنوب سامرا از دجله منشعب مىشد با نهرهاى ديگرى به وسيله پلهاى آب‌گذر بزرگ عبور داده مىشد . از جمله آبراههاى معلق يا پلهاى آب‌گذرى كه در مسير

--> ( 1 ) . تفصيل بيشتر را در اين‌باره در رى سامرا ، ج 2 ، ص 332 به بعد خواهيد يافت .